|
همه را می شنوم تو بیا
در میان من و تو فاصله هاست . گاه می اندیشم می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری، تو توانایی بخشش داری. دستهای تو توانایی آنرا دارد که مرا زندگانی بخشد. چشم های تو به من می بخشد شور و عشق و مستی. و تو چون مصرع شعری زیبا سطربرجسته ای از زندگی من هستی...
پارچههاي سفيد كفاف قد تو را نميدهد بي كفن به خاك ميسپارمت وطن (ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است
تولد يك سالگي وبلاگم را به بلاگفا و خودم تبريك ميگم. اميدوارم ساليان سال بتونم تو اين صفحه دلنوشته هام رو حك كنم. از تمام دوستان كه گاهي يادي از sunsevda ميكردند ممنونم.
ما به خرداد پر حادثه عادت كرده ايم. راي سبزم را داخل جعبه هاي سياه انداختم. عجب!!!سايت هاي مير حسين يكي يكي دارن فيلتر ميشن!! چرا شبكه اس ام اس قطع شده؟ چرا اينترنت داره قطع ميشه؟ كاسه اي زير نيم كاسه نيست؟ بوي گند كشور رو برداشته احساسش ميكنم و حالت تهوع بهم دست ميده! ما كجا زندگي ميكنيم؟ پدر تو خون پاكت را نثار اين خاك كردي؟ پدر من دارم ميبينم اين خاك پاك نيست يعني ديگه پاك نيست. عجب!!!!!!نميدانستم به احمدي نژاد راي داده ايم!!!!! از اين به بعد بگوييم كشورهاي ديگر هم آرايشان را بدهند اينها محاسبه كنند ظاهرا كردان آمار را ذهني محاسبه ميكند و لازم نيست كشورهاي ديگر 1 روز صرف محاسبه ي آمار كنند. به قول ماه پيشوني عزيزم: ما برای آنکه ایران خانه ی خوبان شود.... رنج دوران برده ایم... امام خميني گفت:با جمع ملت بد نكنيد اين ملت همان پيشكسوتان خون و شهادتند. اما يكي از عزيزانم در اعتراض آرام خود به وضع موجود مورد وحشي گري ماموران قرار گرفت. مير حسين موسوي: تسليم اين صحنه آرايي خطرناك نخواهيم شد. همه حيرت زده اند! ديو چو بيرون رود فرشته در آيد. صبح نزديك بود اما اگر اينگونه پيش رود شب و سياهي رسيده است! متن كامل نامه مير حسين موسوي به علماي عظام در ادامه مطلب متن كامل پيام ايشان به مردم ايران در ادامه مطلب
عشق یعنی این پسر با یه دختر سرطانی ازدواج کرده نه عشقای امروزی که صحیح و سالمی اما میبینی تمام دل و مغز و فکر معشوقتو کسی دیگه پر کرده! کتی ۸ روز بعدش مرد اما با عشق مرد
سن قوْیدون گئتدین، ¤ ترجمه به فارسی: مرا جا گذاشتی و رفتی،
آتا ... سنه ايفتيخار اليرم كي خرمشهرين آزاد اله مه يينده نقشين واريدي. سئوه جه يم سني عومور بويو.
پايان ابدي براي پيمان ابدي... پیمان بعد از ظهر روز چهارشنبه، در جاده كن هنگام اجراي حركات نمايشي در تله فیلم«چشم های نامحسوس» در شش کیلومتری جاده کن بود و قرار بود اتوبوسي را به ته دره فرستاده و در آن جا منفجر كند، اما متأسفانه وي پس از بيرون پريدن با موتور سیکلت به زير اتوبوس رفت و اتوبوس آتش گرفت و منجر به فوت پيمان شد. حالا او فقط چند سنگ قبر تا خسرو شكيبايي فاصله دارد... و به ياد پوپك افتادم: ما انسانها، بايد قدر يكديگر را بدانيم، مرگ به همه ما نزديك است، مرگ در كمين همه ماست، دنيا چند روزي بيشتر
نيست، ما در دنياي ديگري هم بايد زندگي را تجربه كنيم، مرگ پايان زندگي
نيست، پس با كولهباري از رفتار پسنديده به سوي آن دنيا گام برداريم
korkmoyurom olmekden korkum sensiz yashamagh zor gelior her gonu hasretinle bashlamagh kavoshmak istiyorum her an sana kavoshmagh ...
داش نه بيلير من بلالي باشيم وار بو قبر اوسته آخان بير گوز ياشيم وار آرزي-گورزي تاريخچه سيندن قالان بوردا آنجاق بير يازيلي داشيم وار فاتحه ني اونوتمايين كي بوردا منيم ده بير يارالي آتام وار... امشب از حسرت رويت دگر آرامم نيست دلم آرام نگيرد كه دلارامم نيست.
آنروز باراني نه شعري داشتم براي گفتن نه دسته گلي براي بوييدن تنها هديه ام برايت دل ساده ام بود و لبهاي تشنه ام.....
اي ساربان اي كاروان ليلاي من كجا ميبري با بردن ليلاي من جان و دل مرا ميبري اي ساربان كجا ميروي ليلاي من چرا ميبري در بستن پيمان ما تنها گواه ما شد خدا تا اين جهان برپا بود اين عشق ما بماند بجا اي ساربان كجا ميروي ليلاي من چرا ميبري تمامي دينم به دنياي فاني شراره عشقي كه شد زندگاني به ياد ياري خوشا قطره اشكي به سوز عشقي خوشا زندگاني هميشه خدايا محبت دلها به دلها بماند به سان دل ما كه ليلي و مجنون فسانه شود حكايت ما جاودانه شود تو اكنون ز عشقم گريزاني غمم را به چشمم نميخواني از اين غم چه حالم نميداني پس از تو نمودن براي خدا چو طوفان سختي ز شاخه غم گل هستيم را بچين و برو تو مرگ دلم را ببين و برو كه هستم من آن تك درختي كه در پاي طوفان نشسته همه شاخه هاي وجودش ز خشم طبيعت شكسته...
بايرامينيز موتلو اولسون... |
تانرينين آدينان![]()
يازان:مريم
منله ارتباط دا اول گالری قالب آرشیو مطالبتیر 1388خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 دوستلاريم
منسيز قالاجاقدير بو دونيا بير گون
|