|
الا ای برف! چه می باری بر این دنیای ناپاکی؟ بر این دنیا که هرجایش رد پا از خبیسیست؟ مبار ای برف تو روح آسمان همراه خود داری تو پیوندی میان عشق و پروازی تو را حیف است باریدن به ایوان سیاهی ها تو که فصل سپیدی را سر آغازی مبار ای برف!
سکوت بلندی در امتداد این جاده نا امن نشسته است یاد تو همچون هراسی سرد وجودم را در بر گرفته حال من هستم و شکوه نگاه تو نگاهت بر نگاه خسته ام چقدر زیبا و دل انگیز است! نگاهت را از من مگیر که با آن عالمی دارم...
سلام پدر امشب بغض تموم عقده هاي بي تو بودنم شكست و به مرگ آرزوهايم پس از تو گريستم... به ياد تمام دلخوشي هايي كه با تو ميتوانستم داشته باشم و نشد كه داشته باشم گويي قرار بر اين بود كه نباشي و مرا در حسرت گرميه دست هايت و غروره داشتنت و حمايتت بگذاري. چيز زيادي از تو در خاطرم نيست و بيشترين چيزي كه به ياد دارم غيرت و مهرباني توست خوشم به اين كه مرد بودي و لايق شهادت... آن زمان حتی بلد نبودم دعا کنم که بمانی که تنهایم نگذاری حتی نفهمیدم حتی ندیدم کی تنهایم گذاشتی... 14 سال است كه حرم نفسهايت را كم دارم اما حضورت در خانه را به خوبي حس ميكنم ميدانم مرد خانه مان تنهايمان نميگذارد و اينرا بارها و بارها به وضوح در جريانات زندگي ام در اين خانه ديده ام كه حمايتمان ميكني و مواظبمان هستي... زماني كه رفتي پنج سال بيشتر نداشتم و ارزش بودنت را به خوبي درك نميكردم اما بعد رفتنت حس كردم كه محبت و نوازش هاي دست گرمی را كم دارم حالا ميفهمم آن دست ها و آن لبخند ها كه مرا تا هفت آسمانه خوشحالي هاي كودكانه ام ميبرد شایسته ی ستایش اند راستي ميدانم كه ميداني اما با اين حال ميگويم مادرم هنوز هم پس از آنهمه سال عاشقانه دوستت دارد و به پاي عهد ديرينه تان نشسته است به انتخاب يار زندگي ات ميبالم و تا عمر دارم خاك پايش خواهم بود. نمیدانم باید شکرگذار باشم یا باید گله کنم؟ شکر میکنم که مردانه زیستی و مردانه رفتی اما حق را به دلم میدهم که از خدا گله کنم و از نبودنت در کنارم ناله کنم... فردا به ديدنت مي آيم قول ميدهم ديگر بغض نكنم... با افتخار مي آيم و در كنارت معبودم را ستايش ميكنم و به مباركيه رسيدن به آرزويت كه شهادت در راه او بود تمام روياهاي تحقق نيافته ي كودكانه ام و تمام حسرت هاي تازه جواني ام و دلتنگي هاي چهارده سال بي تو بودنم را تقديمت ميكنم... بودنت را جاودانه كردي من اين بودن را حس ميكنم ، آن وجود را درك ميكنم. فردا روز رفتن و ديگر برنگشتنت است روزي كه انتظارم براي ديدنت با رسيدن شب به پايان نرسيد روز ابدي شدن انتظارم براي ديدنت.... روز شهادتت... عزيز دلها لمس بودنت مبارك
خواهش میکنم این نوشته رو با دقت بخون و به یاد نگهدار: زندگي بهتري خواهيم داشت، وقتي بچه دار شويم بهتر خواهد شد، و با به دنيا آمدن بچههاي بعدي زندگي بهتر......! خسته ميشويم. بهتر است صبر كنيم تا بزرگتر شوند. چون دايم بايد با آنها سروكله بزنيم. مطمئناً وقتي بزرگتر شوند و به سنين بالاتر برسند، خوشبخت خواهيم شد. همسرمان رفتارش را عوض كند،يك ماشين شيكتر داشته باشيم، بچه هايمان ازدواج كنند،به مرخصي برويم و در نهايت بازنشسته شويم.... براي خوشبختي،هيچ زماني بهتر از همين الآن وجود ندارد. كه با وجود همه اين مسائل،شاد و خوشبخت زندگي كنيم. خيالمان ميرسد كه زندگي،همان زندگي دلخواه،موقعي شروع ميشود كه موانعي كه سر راهمان هستند،كنار بروند كاري كه بايد تمام كنيم، بدهيهايي كه بايد پرداخت كنيم و ... بعد از آن زندگي ما، زيبا و لذت بخش خواهد بود! تازه مي فهميم كه زندگي، همين چيزهايي است كه ما آنها را موانع ميشناسيم. جادهاي بسوي خوشبختي وجود ندارد. خوشبختي، خودٍ همين جاده است.... پس بياييد از هر لحظه لذت ببريم...!
بيلن يوخدو سيرري نه دي
نه لر گوردوم بو دونيادا سودان قورو چيخان گوردوم ائو تيكيب ائو ييخان گوردوم خئيير له قوشا گلدي مرد آغلادي نامرد گولدو هر اوجاقدا آجي توستو بيلميرم ياخشي دي پيس دي بيري گئدر بيري گلر بو دونيا چتين دوزه لر
*شیرین ترین چیزها با رفتارشان ترش میشوند سوسن پوسیده بسیار بدبوتر از علف های هرز است* (شکسپیر)
خدا به سه طریق به دعا جواب می ده میگه آره و اونچه می خوای بهت می ده میگه نه و چیز بهتری بهت می ده میگه صبر کن و بهترین رو بهت می ده... * صبر می کنیم * خدا جون یه کمی بیشتر احتیاج به توجهت دارم...
تکیه بر دوست مکن محرم اسرار کسی نیست ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست .......
گئتمک ایسته ییرسن بهانه سیز گئت اویاتما مورگولو خاطره لری سسین همین سس دیر باخیشین اوگی گئدیرسن سسینده یاد اولسون باری (نصرت کسمنلی) ترجمه: اگر آهنگ رفتن داری..... اگر آهنگ رفتن داری برو اما بی بهانه هشدار که خاطره های خوابناک را بیدار نکنی صدایت همان صدای آشناست اما نگاهت بیگانه! آه ایکاش بیگانه ترین باشد صدایت نیز .
سلام دوستان وبلاگ آشپزی ***آشپزخونه من*** با مدیریت من افتتاح شد... امیدوارم بتونید با استفاده ازش،سفره خوشگلی پر از خوشمزه ها تو خونه های گرمتون پهن کنید... آدرس آشپزخونه من:
باران باش
و ببار مپرس که پیاله های خالی از آن کیست... ناراحتی قلبی جوجه کوچولووو! پ.ن:سلام اومدم بگم واسه قلب جوجه کوچولوی گوربان دعا کنید. +از خدا واسه گوربان صبر و امید بیشتری میخوام... شبهای قدر رو فراموش نکنید. + دعا میکنیم جوجه سالم و شاد بمونه با اون لبخند معصومش....
بیر اوشاغام، آنام سن سن خسته اولسام، داوام سن سن آغاج اولسام،هاوام سن سن اورک ائویم سنسیز تالان آنا یوردوم، آذربایجان جئیران اولسام ، سن داغیمسان بولبول اولسام،سن باغیمسان سونبول اولسام،تورپاغیمسان سرین سولار،سند ن آخان آنا یوردوم آذربایجان آغ بولوتلار، یور قانیندی مرد اوغوللار قوربانیندی یول گورسدن ، قورآنیندی دوشمن لری ، درده سالان آنا یوردوم آذربایجان من آرازام ، سن خزرسن آغیزلاردا، چوخ گزرسن هر آفت دن ، بر حذر سن قار-یاغیشلار ، سنه یاغان آنا یوردوم ، آذربایجان قول-قانادیم ، هوسیم سن یورولمایان ، نفسیم سن من اوره یم ، قفسیم سن منه دایاق ، کومک دوران آنا یوردوم ، آذربایجان من قوش اولسام ، سن پریم سن زرگر اولسام ، سن زریم سن عاشیق اولسام ، دیل بریم سن عاشیق لری ، سای سیز اولان آنا یوردوم ، آذربایجان گوزَللرین ، گوزَلی سن داد لی-دوزلو مزه لی سن شاعیرین شعر ، غزلی سن آدین سنین ، دیلده قالان آنا یوردوم ، آذربایجان آنا یوردوم ، آذربایجان
|
تانرينين آدينان![]()
يازان:مريم
منله ارتباط دا اول گالری قالب آرشیو مطالبآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 دوستلاريم
عاشق عاشقي باش و دوست داشتن را دوست بدار
|